خرید بک لینک
حدود نه ماهه که عاشق یکی شدم

اوایل اون هم حسی به من داشت ولی یهو با یه رفتار من تغییر کرد

گه گاه دیدمش..سعی کردم ازش دور باشم و باش صحبت نکنم تا از دلم بره

ولی نمیدونم این احساس چرا از بین نمیره

با اینکه خیلی با معیار های من متفاوته

چرا تموم نمیشه دیگه طاقت ندارم

خدایا فقط تو میتونی از دلم بیرونش کنی

خیلی ازت کمک خواستم ولی حل نشد

مدت هاست دیگه شاد نیستم

برچسب: نویسنده: مهسا بهرامی تاريخ: چهارشنبه 7 اسفند 1398 ساعت: 12:46

وقتی به کسی که مشکلی داره کمک میکنم اصلا به منافع خودم نگاه نمیکنم و فقط به صلاح اون فکر میکنم درنهایت باعث میشه اون طرف دیدش نسبت به من بد بشه

نمیدونم

ناراحتم که کسی نمیفهمه از سر دلسوزی حرف میزنم

لا بلای حرفام دنبال قضاوت از خودم میگردن

خدایا خودت ناظری

برچسب: نویسنده: مهسا بهرامی تاريخ: چهارشنبه 7 اسفند 1398 ساعت: 12:46

سلام

این اولین نوشته منه

این وبلاگ رو ساختم که وقتی میخوام با یکی حرف بزنم با شما باشه

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم شهریور ۱۳۹۶ساعت 19:5  توسط negar |

برچسب: راهم, نویسنده: مهسا بهرامی تاريخ: يکشنبه 26 شهريور 1396 ساعت: 22:02

تو تنها دلخوشی تنها امیدی

تو حرفی که نمیگفتم شنیدی

تو با من بودی و من بی تو افسوس

تو خورشیدی و من دنبال فانوس

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم شهریور ۱۳۹۶ساعت 19:7  توسط negar |

برچسب: افسوس, نویسنده: مهسا بهرامی تاريخ: يکشنبه 26 شهريور 1396 ساعت: 22:02

آسیمه سر رسیدی از غربت بیابان دلخسته دیدمت از آوار خیس باران وامانده در تبی گنگ ناگه به من رسیدی من خود شکسته از خود در فصل نا امیدی در برکه دو چشمت نه گریه و نه خنده گم کرده راه شب را سرگشته چون پرنده من ره به خلوت عشق هرگز نبرده بودم پیدا نمیشدی تو شاید که مرده بودم من با تو خو گرفتم از خنده ات شکفتم چشم تو شاعرم بود تا این ترانه گفتم در خلوت سرایم یکباره پر کشیدی آنگاه ای پرنده بار ادامه مطلب

برچسب: آسیمه, نویسنده: مهسا بهرامی تاريخ: يکشنبه 26 شهريور 1396 ساعت: 22:02

صفحه بندی